طلوعی دیگر

cover_tolooi_digar

book-download

book-purchase

نویسنده: مریم صفائی

ناشر: عصر جدید

معرفی دیانت بهائی به زبانی ساده. این کتاب شامل سه بخش است. بخش اول تاریخ مختصر زندگی حضرت بهاءالله، که مظهر مقدس الهی برای این عصر جدید هستند. این بخش همراه با شرح مختصری در باره حضرت باب که مبشر ایشان بودند همراه است. بخش دوم به پاره ای از تعالیم دیانت بهائی می پردازد و خواننده را با برخی از آنها آشنا می کند. بخش شوم گلچینی از آثار بهائی در مورد موضوعات گوناگون را ارائه می کند.

 

 

مقدمه

یك نگاه به زندگی امروزمان می‌‌اندازیم و یك نگاه به پشت سر، زمانی كه در غارها زندگی می‌‌كردیم و بر روی دیوار نقش می‌كشیدیم (یعنی می‌‌نوشتیم). و خورشید طلوع می‌‌كرد و ما در نور و گرمایش رشد می‌‌كردیم... و غروب می‌‌كرد تا صبح روز بعد...

یك نگاه به امروزمان می‌‌اندازیم و یك نگاه به كودكی، زمانی كه گریه می‌‌كردیم و شیر می‌‌طلبیدیم و دست و پا می‌زدیم... و خندیدن را یاد می‌گرفتیم و دیدن و شناختن و راه رفتن را... و به تدریج رشد كردیم تا به امروز رسیدیم. و خورشید طلوع می‌كرد و در نور آن و گرمایش رشد می‌كردیم... و غروب می‌كرد تا صبح روز بعد...

یك نگاه به بهار، فصل روئیدن و سرسبزی و طراوت می‌اندازیم، زمانی كه هر چه هر جا هست می‌روید. و پس از آن تابستان كه هر چه هر جا روئید، به ثمر می‌نشیند... و پائیز و زمستان، كه دیگر نه طراوتی می‌ماند و نه روئیدن و نه سبزی... و خورشید هم‌چنان می‌تابد.

عالم انسانی مثل هیكل آدمی است. دوران غارنشینی دورۀ كودكی اوست و امروز دورۀ نوجوانی است. او مرحله به مرحله رشد كرده تا به امروز رسیده است.

اگر در صفحات روشن تاریخ به دنبال عامل اصلی ترقی و پیشرفت در هر مرحله بگردیم، افراد برجسته‌ای را می‌بینیم كه در زمان‌های مختلف پدید آمده‌اند، از افكار و عقاید معمول در عصر خود پا را فراتر گذاشته و حقایق و اسراری را كه تا آن زمان ناشناخته بود، عیان و آشكار ساخته‌اند.

پیشرفت عالم بشری در درجۀ اوّل مدیون انبیاء، مخترعین، مبتكرین و نوابغ است. در بین این افراد، نفوس مقدسه‌ای كه در حوزۀ ادیان ظاهر شده‌اند، مثل خورشید می‌درخشند. وقتی با چشم انصاف می‌نگریم، می‌بینیم كه در طول تاریخ، هر زمان بهار زندگی انسان به پستی و انحطاط رو می‌نهد، اخلاق عمومی فاسد می‌گردد و زمستان ظلم و بی‌عدالتی و كینه و نفرت همه جا را فرا می‌گیرد، آنگاه پیامبری كه وجودش حیرت‌انگیز و اسرارآمیز است، با قوایی فوق بشری در بین خلق برانگیخته می‌شود. او چون شخصی بینا در میان نابینایان بر می‌خیزد و پیام خداوند را اعلان می‌نماید. او طلوع خورشید است پس از تاریكی شب در هر صبحگاه و بهار است از پی سرمای زمستان. این نفوس را كه مثل آینه، ارادۀ خداوند را به این عالم می‌تابانند، "مظاهر مقدسه" می‌‌نامند.

در هر عصری، یكی از "مظاهر مقدسه" ظاهر شده‌اند و مانند خورشید افكار تاریك را روشن و افراد خواب را بیدار نموده‌اند.

حضرت كریشنا، حضرت موسی، حضرت زرتشت، حضرت عیسی و حضرت محمّد كه به فاصلۀ چند قرن از یكدیگر به این عالم پا نهاده‌اند، عامل بزرگ تربیت و ترقی نوع بشر بوده‌اند.

همۀ این "مظاهر مقدسه" به ‌اتفاق اعلام می‌دارند كه كلامشان از جانب خودشان نیست بلكه آنچه می‌گویند، به وحی الهی بر ایشان نازل گشته و آنها فقط حامل آن می‌‌باشند.

یك بشارت در تمام آثار و آیات و كتاب‌های این مظاهر یكسان است: بشارت ظهور یك مربی بزرگ؛ كسی‌كه می‌آید تا حكومت صلح و آشتی و عدالت را بر زمین برقرار كند و همۀ نوع بشر را از هر زن و مرد و نژاد و دین و ملّت اعضای یك خانواده گرداند. شكی نیست كه ظهور این مربی عظیم عالم انسانی، بزرگ‌ترین واقعه در تاریخ بشمار می‌آید.

اكنون بهائیان به اهل عالم بشارت می‌دهند كه آن مربی عظیم ظاهر شده؛ آیات و دلائل و تعالیمش آشكار است و هر طالب حقیقتی می‌تواند به راحتی به آن دست‌ یابد و در آن تفكر و تعمق نماید و دریابد كه خورشید حقیقت پس از یك شب تیره، باز هم طلوع نموده و بهار روحانی دیگری پس از یك زمستان سرد مجدداً جلوه‌گر شده است.

آنچه در بخش اوّل می‌خوانیم تاریخ مختصر زندگی حضرت بهاءالله، مظهر مقدس الهی در این عصر است. در كنار آن خواهیم خواند كه چگونه حضرت باب به فاصلۀ كوتاهی پیش از ظهور حضرت بهاءالله مبعوث شد تا قلوب صاف را آمادۀ پذیرش ظهور شگفت‌انگیز حضرت بهاءالله نماید. در بخش دوّم با پاره‌ای از تعالیم دیانت بهائی آشنا خواهیم شد.

 
 چاپ   پست الكترونيكي